و خدایی که در این نزدیکی ست....

عطر انفاس خوش شب بوها و خدایی که در این نزدیکی ست

شرشر آب و طنین جوها و خدایی که در این نزدیکی ست

اوج قنطاره بر قله ی دور و خدایی که در این نزدیکی ست

جاده و وصل و عبور و خدایی که در این نزدیکی ست

ریزش برف و صدای باران و خدایی که در این نزدیکی ست

صوت زیبای سحرگاه اذان و خدایی که در این نزدیکی ست

ناگهان اما...

خش خش برگ، قحطی عاطفه و مهر، باز استادن قلب صنوبر، سایش خاک

دیدن مرگ به چشم مادر، افت قنطاره به دام، خشکسالی و شکست شاخه

زردی سبزدلان، فصل و باز استادن، و فرود امواج، قطع آوای رسای سحری

و خدایی که در این نزدیکی ست... 

/ 0 نظر / 10 بازدید