بساط عشق

... حس و حال عجیبی دارد دلتنگی.....

سکوت خانه ی دلم را می شکنم شاید روزی زمزمه ی حضورت خانه ام را آهنگین کند.......

حرفهایم را تنها تو می فهمی و شیرین ترین سخن ها را از تو می شنوم

مشق های دلتنگی و شور پریشانیم وقت انتظار دیدنت زیباست...

 چون زیباترین آواز، آواز وصل است

بهانه ات می کنم تا به استقبالم بیایی و باران سیاه اشکهایم را در رود سپید محبتت بشویی

و گاه و بی گاه مرهم زخم های تنهاییم شوی

دلم را به دلت پیوند زدم و درد قلبم را با تو قسمت کردم.... حال دیگر چیزی در بساطم یافت نمی شود جز عشق...

/ 2 نظر / 13 بازدید
نیکو

سلام زیبا نوشته ای. [گل]

sani

عالی بود وقتی نوشته های زیبایی مثل نوشته شمارو میبینم کلی ذوق میکنم به اینکه چه هنرمندانی داریم شکر میکنم ولی حیف که خودم نمیتونم بنویسم اصلا هنر نوشتن ندارم