بخشایش نیکوکاران را چه عجب!!

 بزرگی و فرازمندی و بخشندگیت را که به یاد می آورم دانه های تسبیح دل همه مان را هم که جمع کنیم و حمدت را به جای آوریم باز هم کم است؛ که تو پاکیزه ای و به هر که خواهی عطا و از هر که خواهی بازپس گیری.

خالقم؛ اگر گناهانم از کوهها انبوه تر و گران تر است اما چشم امیدم به دریای عفو توست که گسترده تر است و فراگیرتر.

آفریدگارم؛ خالقم؛ پناه جانم؛ مولای من؛ به سویت گریزانم در سختی و گشایش.

خداوندگارا، گر بیش از این حرف دلم را گوش دهم و خواهشش برآورم پشیمانی سزاوارم خواهد بود.

الهی؛ چگونه رشته ی امید از تو بگسلم و بر روی باران عطایت چشم پوشم که تو به هر نوشته و ننوشته ای آگاهی. حالم، نیازم و تهیدستی ام را می بینی و راز دلم را پنهانی می شنوی. گر تو برانیم به که پناه آورم تا شفاعتم کند.

مرا در صدف حمایتت بپوشان تا از عذاب خود برهم که من اسیری خوارم و ترسان از خاکساریت.

الها؛ دستگیرا؛ آنگاه که گور خوابگاهم می شود، حجتت را بر زبانم جاری ساز و همراهم باش که جز تو یاری ندارم.  " الهی و ربی من لی غیرک"

پروردگارا؛ گر هزاران سال تازیانه ام زنی و محکوم به شکنجه ام سازی، رشته ی امید از تو وا نمی کنم.

حلاوت غفرانت را به من بچشان ؛ آنگاه که " لا ینفع مال و لا بنون"

دلنوازا؛ گر تو هواپرستان را فریاد نرسی؛ بخشایش نیکوکاران را چه عجب!!

آفریدگارا؛ تباهی مرا در خود خواهد بلعید گر مرا تیمار نداری و اگر تیمارم کنی ناچیز می شوم.

الهی؛ نادان و پشیمان و نالان به درگاهت پناه آورده ام. می دانم که در راه پرهیزگاری کاهلی کرده ام... اینک آمده ام که بخشایشت را از آن خود کنم.

می خوانمت؛ تا سایه ی آسایش و رحمتت را بر سرم بگسترانی که دری جز درهای فضلت را نخواهم کوفت.

باران چشمانم دل را سوزاند و یاد گناهانم آتش قلب را بر افروخت.

ببخش لغزشم را و محو کن گناهم را که من مویه گر آستان توام ؛ ترسان و معترف.

مباد که مرا دور سازی یا خوارم کنی که چاره ای نخواهم داشت... می دانم. می دانم که از زمره ی دمسازان عشقت نبودم که سحرگاهان بی تاب حضورت باشم و چون غافلان هر شب آرمیدم.

امید، مرا به رستگار ی دل می دهد و زشتی گناهانم برای رسوایی هایم دانه می اندازند... با این همه، دل به پاداش نیکت بسته ام و رحمت بزرگت را امیدوار و طمع بهشت در چشمانم برق می زند.

اگر ببخشی مرا، رها می شوم و گرنه تباه.

تو را به سحابی رحمتت – محمد (ص)_ و به فرزندان پاکش و به حرمت خوبانت – که مقامی و مرتبتی در پیشگاهت دارند- سوگند؛ مرا به دین پیام آورت برانگیز ؛ در حالی که توبه کار و پارسا و مطیع توام.

سرورم؛ بی نصیبم مکن از شفات همچو اویی – که شفاعتیش بی شک در پیشگاه کرمت مقبول است- و بهترین درودها را بر او و برگزیدگانی که به درگاهت نماز آرند و راز با تو افشا کنند، نثار کن؛ مادامی که یگانه ات می خوانند...

برگرفته از مناجات حضرت امیر المومنین ، علی (ع)

/ 2 نظر / 21 بازدید
مامان نادیا

سلام متن قشنگی بود امیدورام در انجام کارت موفق باشی آرزومند آرزوهایت

خونه دل

بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار عالی